نظرت چیه ؟

مرکز هم فکری و انتقال تجربه

همین الان ثبت نام کن و از ما باش

ثبت نام

توجه : وارد کردن هر دو گزینه ایمیل و موبایل اجباری نیست فقط یک مورد کافی است.

پرسشنامه

کد امنیتی

تغییر

یاد آوری کردن کلمه عبور

چنانچه رمز عبور خود را فراموش کرده اید ایمیل خود را وارد کنید تا اطلاعات حساب کاربری برای شما ارسال شود.

یاد آوری کلمه عبور به وسیله موبایل

یاد آوری کلمه عبور به وسیله ایمیل

شکست تمدن ها

دلیل بقا یا شکست تمدن ها چیست؟
از سلسله مباحث استراتژي ملی

 

شکست هر تمدن و قدرتی یک رابطه علی و معلولی عمیق دارد، و نه یک دلیل جزیی و تصادفی. 

این رابطه ی علی و معلولی در اصل درونی است،از کنه و شالوده خود تمدن و یا قدرت است،و نهایتا این علت درونی دست تطاول بر خود می گشاید و به ستیز با خود بر می خیزد و خویشتن را نابود میسازد.

از این روست که ویل دورانت در تاریخ تمدن در دلایل سقوط و انحطاط تمدن نهایتا به چنین داوری ای رسید و به نیکی گفت : "هیچ تمدنی از بیرون مغلوب نخواهد شد مگر اینکه از درون متلاشی شده باشد."

و منتسکیو در آثار مهم خود نشان میدهد که به نیکی بر این مهم پی برده و بر عرضه ی آن برخاسته است:
  " تصادف بر جهان حکمفرما نیست.این نکته را می توان از رومیان پرسید،زیرا آنان تا زمانی که برنامه ای در فرمانروایی داشتند،با کامیابی های پیاپی قرین بودند و چون برنامه ای دیگر در پیش گرفتند با ادبار های پیاپی رو به رو شدند. در هر نظام سلطنتی، علتهایی،خواه اخلاقی و خواه جسمانی،در کار است که نظام مذکور را به اعتلا می رساند،برقرار می دارد،یا به سوی پرتگاه نابودی سوق می دهد.همه ی پیشامدها تابع این علل اند و اگر تصادف یک نبرد،یعنی علتی خاص،دولتی را واژگون کرده باشد یقینا علتی کلی در کار بوده که موجب گردیده است تا دولت مذکور به دنبال یک نبرد از پا در آید. سخن کوتاه، روند اصلی است که موجب همه پیشامدهای جزیی می شود. " 

شارل مونتسکیو. کتاب در باب عظمت و انحطاط رومیان. ترجمه علی اکبر مهتدی.انتشارات امیر کبیر.

" نبرد پولتاوا نبود که مایه سقوط شارل دوازدهم پادشاه سوید شد.او اگر در پولتاوا شکست نمی خورد،در جایی دیگر دچار شکست می گردید. پیشامدهای تصادفی به آسانی جبران می شوند،اما در برابر آن پیشامدهایی که دایما از طبیعت چیزها بر می خیزند نمی توان مصون ماند. "
مونتسکیو. کتاب روح القوانین.ترجمه ی علی اکبر مهتدی.

در باب این مهم،  نمونه های تاریخی و نظری بسیار است اما برای پرهیز از اطاله ی کلام به آوردن این چند نمونه ی مختصر،اکتفا شد و هم اینکه معتقدم به حد کافی این نمونه ها با اینکه در اختصار و ایجاز اند،اما بسیار گویا هستند و ما را بر آن میدارد که ابتدا بر درونیات خویش و سپس جهان پیرامون و تمدن و قدرت های موجود او،نظر افکنیم.


نظر دهی

برای نظر دهی باید وارد سایت شوید. با تشکر