نظرت چیه ؟

مرکز هم فکری و انتقال تجربه

همین الان ثبت نام کن و از ما باش

ثبت نام

توجه : وارد کردن هر دو گزینه ایمیل و موبایل اجباری نیست فقط یک مورد کافی است.

پرسشنامه

کد امنیتی

تغییر

یاد آوری کردن کلمه عبور

چنانچه رمز عبور خود را فراموش کرده اید ایمیل خود را وارد کنید تا اطلاعات حساب کاربری برای شما ارسال شود.

یاد آوری کلمه عبور به وسیله موبایل

یاد آوری کلمه عبور به وسیله ایمیل

نوآوری فنّاورانه

نوآوری

 

 

اهمیت نوآوری از آنجا ناشی میشود که یکی از موانعی که کشورها هنگام بهبود استانداردهای سطح زندگی مردم و بهبود بهره وری در اقتصاد و حتی شاید بتوان گفت که مهمتر از آن دستیابی به سعادت و حیات طیبه با آن مواجه هستند، سطح نازل نوآوری در آنهاست. این مهم در مورد محصولات فرهنگی مبتنی بر باورها و ارزشهای اسلامی- ایرانی، اهمیت فزایندهای مییابد؛ زیرا با کمک تبدیل علم و دانش به ثروت؛ تاثیرات اقتصادی، تاثیرات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی را در یک رویکرد همه جانبه بر جامعه و زندگی آحاد مردم میگذارد و بستر رشد و شکوفایی فرهنگی را فراهم میآورد و وضعیت فرهنگی جامعه را در سیکل و مدار صعودی بهبود، رشد و پیشرفت قرار میدهد.
خارج از کنکاش و واکاوی در متون اسلامی، در گذر تاریخ، مفهوم نوآوری، معانی و تعاریف مختلفی را به خود اختصاص داده است. در ادبيات عامه، منظور از نوآوري، ارائه يك ايده جديد، اختراع يك دستگاه جديد يا ايجاد يك بازار جديد است. البته، در برخي از موارد بهكارگيري ايده، محصول يا بازار جدید نيز نوآوري خوانده ميشود و به عبارتی تجاری¬سازی و کاربردی¬سازی ایده، نوآوری نامیده میشود. جهاني شدن/سازي اقتصاد و رقابت شديد، موجب اهميت مضاعف نوآوري شد. شركتهاي تجاري براي بقا و حفظ بازار ناگزير شدند دائما دست به نوآوري بزنند. از اينرو هر شركت تجاري تلاش كرد با خلق يك محصول، فرايند، بازار و سایر موارد جديد، هزينهها را كاهش داده، بازار موجود را حفظ نموده و در صورت امكان گسترش دهد.
از سویی دیگر، ورودی نوآوری دانش است، اگر دانش آگاهانه، عالمانه و با روشی نظام¬مند و علمی حاصل شده باشد، میتوان نوآوری را دانش بنیان دانست؛ این در حالی است که بسیاری از نوآوریها حاصل دانشی هستند که در تعاملات اجتماعی، مثلا استاد– شاگردی و انجام کار و تقلید کسب شده است. نوآوری با پژوهش نیز تفاوت دارد. پژوهش، جستجوی نظام¬مند دانش است که میتواند منجر به نوآوری شود. نوآوری نیز ممکن است حاصل پژوهش باشد. نوآوری با فناوری تفاوت دارد. نوآوری ممکن است بر پایه استفاده از فناوری(نوین) باشد (نوآوری فناورانه)، یا نباشد. نوآوری، کلیه تلاشهای رسیدن به برتری و مفهومی گسترده¬تر از تغییر فناوری دارد. البته از آنجایی که نوآوری فناورانه بیشترین مزیت را ایجاد مینماید در حال حاضر نوآوری فناورانه نسبت به سایر نوآوریها در چرخه دانش، فناوری و نوآوری از سوی صاحبنظران امر، مورد توجه ویژه قرار گرفته است.
پژوهشگران در مطالعات خود گونه های متنوعی را برای نوآوری برمیشمارند. به عنوان مثال ژوزف شومپیتر در سال 1943، در کتاب " تئوری توسعه اقتصادی" خود، به پنج نوآوری به شرح زیر اشاره کرده است:
ارائه محصول جدید، به کارگیری روش جدید یا فرایند جدید، بازکردن یک بازار جدید و یا پیادهسازی روش جدیدی از بازاریابی، استفاده از منبع جدید برای تامین مواد اولیه یا کالای نیم¬ساخته، سازماندهی جدید در روابط خارجی.
از طرفی، مدل¬های نوآوری انواع مختلفی دارد. تفسیر نادرستی که مورد توجه بسیاری از سیاست¬گذاران و اقتصاددانان قرار گرفته، بر این پیش فرض قرار دارد که نوآوری، علم کاربردی یا به قولی همان فناوری(جدید) است. علم بنیادی(پژوهش)، علم کاربردی(فناوری) را تغذیه کرده، فناوری محصول جدید را به بازار میفرستد و منجر به توسعه اقتصادی میشود. این مدل، که نسل اول مدل نوآوری است، مدل خطی، مدل فشار عرضه یا فشار فناوری و گاهی نیز مدل نئوکلاسیک نوآوری گفته میشود. بر اساس مدل خطی، نقطه آغاز نوآوری، فعالیت تحقیق و توسعه است. نوآوری به معنای فرایندی از اکتشاف است که در آن دانش جدید طی مجموعه¬ای از مراحل ثابت، تبدیل به محصولات جدید میشود. مدل خطی مورد انتقاد بسیاری از دانشمندان قرار گرفته است. آنها این مدل را ساده انگارانه توصیف کرده و چند مشکل اساسی برای آن بر میشمارند به عنوان نمونه، به طور کلی بین مدلهای خطی سیاستگذاری ارتباط محکمی با واقعیت نوآوری در عمل وجود ندارد.
 نسل دوم مدلهای فرایند نوآوری، مدل کشش تقاضا گفته میشود که در این مدل، نوآوری به نیاز مشتریان پیوند داده شد و بر خلاف مدل قبلی، نوآوری دیگر حاصل ایده های جدیدی که از واحدهای تحقیق و توسعه خارج میشود نبود، بلکه به مفهوم پاسخ به تقاضا و نیازهای بازار بود. مدل پلسازی نیز تقریبا مفهومی مشابه را ارائه می¬کند. در این مدل، نوآوری ترکیب جدیدی از فناوری و بازار است. در دهه 80 در پی انتشار دیدگاههای تکاملی اقتصاد به مرور نوآوری به عنوان ترکیبی از کشش تقاضا و فشار عرضه شناخته شد. در مدلهای تعاملی نظیر مدل زنجیره پیوند، که به عنوان نسل سوم مدلهای نوآوری شناخته میشوند، ایدههای جدید میتوانند از هر بخشی از بنگاه ظهور کنند و در نتیجه بر ضرورت تشدید پیوند بین واحدهای مختلف بنگاه تاکید میشود. در اواسط دهه 80، سازماندهی مبتکرانه تولید در بنگاههای ژاپنی، هدایت¬گر نسل جدیدی (نسل چهارم) از مدلهای نوآوری شد که با عنوان مدلهای یکپارچه شهرت یافتند. مدلهای یکپارچه بر هم¬پوشانی فعالیتهای مختلف (تحقیق و توسعه، بازاریابی، توسعه محصول، تولید و غیره) تاکید دارند. این هم¬پوشانی به بنگاه کمک می¬کندکه چرخه زمانی ارائه محصول خود را کاهش داده و هم زمان از هزینهها نیز بکاهد. از دهه 90، توجه دانشمندان از یکپارچه¬سازی به شبکه¬بندی تغییر جهت داد. به نظر میرسید بنگاهها برای نوآور بودن، نه تنها لازم است واحدها و فعالیتهای مختلف خود را یکپارچه کنند، بلکه باید شبکههای خود با کاربران، تامینکنندگان و سایر نهادهایی را که نظام نوآوری آنها را شکل میدادند، تقویت کنند. در این دهه، مدلهای نظام¬مند نوآوری به عنوان نسل پنجم مدلهای نوآوری ظهور کرد. ایده اصلی این مدلها این است که نه تنها تعامل و به اشتراک¬گذاری دانش بین واحدهای مختلف بنگاه ضروری است، بلکه پیوند با سایر منابع دانش نظیر سایر بنگاهها، دانشگاهها، مراکز پژوهشی، کاربران و تامین¬کنندگان نیز اساسی است. رویکرد نظام¬مند به نوآوری، وابستگیهای متقابل، پیچیده و احتمال انواع تعاملات بین عناصر مختلف فرایند نوآوری را در نظر میگیرد و اهمیت زیادی نیز برای طرف تقاضا در نظر میگیرد. این نگاه، بر پیچیدگی فرایند نوآوری تاکید دارد. دانش و یادگیری، پیشگام مدلهای نسل ششم هستند. در اواخر دهه 90، یادگیری سریع به عنوان مهمترین منبع مزیت رقابتی بنگاه، مورد توجه دانشگاهیان قرار گرفت و بر مدل نوآوری تاثیر گذاشت. از آنجا که دانش به مهمترین منبع تبدیل شد، بنگاه به صورت ترکیبی منحصربفرد از منابع و قابلیتها به تصویر کشیده شد.
حال که به اختصار به مدلهای نوآوری پرداخته شد میبایست در ارتباط با مدیریت نوآوری، سخن به میان آورد. نوآوری را مدتها پدیدهای تصادفی میدانستند، از این رو به مدیریت آن نیز توجه نداشتند. شومپیتر یکی از اولین کسانی است که به این پدیده توجه کرده است.
رویکرد نظام¬مند به نوآوری و مدیریت آن، اگر چه از حدود دهه 60 میلادی آغاز شده بود؛ اما در دهه 90 به شکوفایی رسید. بینش نظام¬مند بودن نوآوری و اهمیت مکانهای دارای مزیت اقتصادی، تغییرات اساسی در تحلیل تغییرات  اقتصادی و فناورانه و همچنین مطالعات سیاستگذاری ایجاد کرده است.
در این رویکرد بنگاهها دیگر نوآوران مستقل نیستند، بلکه نوآوری آنها به شدت به مجموعهای از ساختارهای نهادی تولید دانش(سازمانهای پژوهشی و دانشگاهها)، فرهنگ موثر بر یادگیری، سازمانهای اشاعهدهنده دانش (مدارس و دانشگاهها)، سیاستهای دولتی و سایر بنگاههایی که با یکدیگر تعامل دارند، وابسته است. همچنین نوآوری، مجموعهای به هم پیوسته شامل فعالیتهای مختلف بازرگانی، مالی، سازمانی، فناورانه و علمی است.
  به تعبیری، در ابتدا تصور ميشد نوآوري پديدهاي فردي است و هر سازمان ميتواند با تكيه بر افراد نوآور خود، ايدهها يا محصولات جديدي عرضه نموده، از رقباي خود پيشيگيرد. شكي نبود كه رقابت شديد، ايجاب ميكند كه  هر سازمان پيش از عرضه محصول يا ايده نو، تحقيقات و اطلاعات خود را پنهان نموده، امكان نشر آنها را به حداقل برساند. در چنين فضايي بود كه ايده سيستم نوآوري مطرح شد. اين ايده، با كاهش نقش و اهميت بازيگران فردي در نوآوري، ادعا كرد كه  نوآوري، يك پديده فردي نيست  بلكه فرايندي است كه خود از چندين زير فرايند تشكيل شده است و زماني اتفاق ميافتد كه ايده جديد، دستگاه جديد يا بازار جديد، همه با هم و به صورت منسجم عمل كنند. در اين نگاه نوآوری، يك فعاليت فردي نيست و نميتواند صرفاً برحسب تصميمگيريهاي مستقل در سطح يك فرد يا بنگاه درك شود. در مقابل يك فعاليت جمعي است و در نتيجه تعامل¬هاي پيچيده بين نهادهاي گوناگون و روابط ميان آنها شكل ميگيرد؛ تعاملهاي مداومي كه به خلق ايده و بهكارگيري آن در قالب فناوريهاي نرم و سخت ميانجامد. نوآوري خروجي يك نظام بوده، كه  با خلق ايده آغاز شده با «تجاريسازي آن» پايان مييابد. نوآوري يك فعاليت گروهي است و تحقق آن، مستلزم حضور و فعاليت شبکهای از بازيگران است. چيزهاي نو زماني خلق ميشوند كه افرادي با دانش، مهارت، شايستگي، مشوق و ارزشهاي گوناگون در يك تركيب جديد دور هم جمع شوند. عوامل زيادي ازجمله عوامل اجتماعي، اقتصادي، سياسي و سازماني بر شكلگيري، انتشار و كاربرد نوآوري اثر ميگذارند. نظام نوآوري یکی از دیدگاههای خاصی است که مورد توجه ویژه قرار گرفته است. این دیدگاه تاكيد دارد كه نوآوري ميتواند در محصول، فرایند و سازمان يا فناوري واقع شود. اما در هر صورت، نتيجه مجموعهاي از ارتباطات پيچيده ميان بازيگران يك سيستم است. كليد فرایند نوآوري، جريان فناوری و اطلاعات ميان افراد، سازمانها و نهادهاست. شركتها و موسسات تجاري، دانشگاهها و نهادهاي حكومتي از مهمترين بازيگران اين عرصهاند و تعامل موثر آنها ميتواند چرخه نوآوري را ايجاد نموده، حفظ كند. اين تعاملات ميتواند به صورت فني، تجاري، قانوني، اجتماعي و مالي باشد. به عنوان مثال ارتباطات تجاري شامل شبكههاي بازار، خريد و فروش قطعات و خدمات، سرمایهگذاری، امتیاز و موافقت¬نامه صدور مجوز و سرمایه¬گذاریهای مشترک است.
هر چند که ریشه و خاستگاه مفاهیم نزدیک به نظام نوآوری را به آدام اسمیت و فردریک لیست، نسبت میدهند؛ اما بالاخره، نظام ملی نوآوری از اواخر دهه 1980 با آثار لاندوال، فریمن و نلسون، انسجام نظری و عملی قابل توجه¬ای یافت. این مفهوم که در ابتدا مورد توجه کشورهای عضو OECD قرار گرفت، اخیرا به عنوان چارچوبی برای تدوین سیاستهای کلان توسعه فناوری واقع شده است و توانسته توجه بسیاری از محققان و سیاستگذاران را جلب نماید و به عنوان پیشرفته¬ترین و پرکاربردترین مدل توسعه و پیشرفت، مورد استفاده قرار بگیرد. به بیانی دیگر، نظام نوآوري، شبکهای است متشکل از نهادهای خلق ايده تا تجاريسازي محصول. اين نظام مركب از مجموعهاي از محصولات جديد و عواملي است كه براي خلق، توليد و فروش آن محصولات از طريق فرايندهاي ارتباطات، تبادل، همكاري، رقابت و دستور با يكديگر تعامل ميكنند و تعاملات آنها توسط نهادها شكل داده ميشود (مانند: قوانين و مقررات). بر اين اساس خلق محتواي فرهنگي بومي مستلزم حضور و تعامل نظاممند طيفي از بازيگران است. بازيگراني كه هريك از آنها بخشي از كار را در فرایند تبديل ايده به محصول برعهده ميگيرند و در پرتو تعامل نظاممند با ساير عناصر هماهنگ ميشوند.
ضرورت توسعه نظام نوآوری نیز از آنجا ناشی میشود که نوآوری فناورانه و نوآوری در محصول، نتیجه ارتباطات پیچیدهای است که بین تولیدکنندگان، توزیع¬کنندگان و کاربران انواع گوناگون دانش برقرار است.
تحلیل نوآوری به مفهوم جامع آن شامل نوآوری در محصول و فرایند و همچنین نوآوریهای سازمانی و فناورانه همراه با تاکید بر نقش نهادها و سیاستها یا اقدامات هدفمند در تعیین نرخ و جهت نوآوری است. برخی از محققان این مفهوم را برای تحلیل روابط متقابل نهادها و ارتباط  در راستای شناسایی حلقه های ارتباطی ارزش افزوده با نگاه سیستمی و غیرخطی به فرآیند نوآوری به منظور توسعه فناوری  و توسعه محصول، مورد استفاده قرار داده اند. 

ویژگیهای نظام نوآوری :


•    توجه به دانش و نوآوری به عنوان یک متغیر درونزا و تحلیل عوامل موثر بر آن؛
•    نگاه کلنگر  ونظاممند به نوآوری و سعی در تحلیل ریشههای خرد این پدیده؛
•    تحلیل فرایند نوآوری در سطوح مختلف؛
•    نگاه میان- رشته¬ای به نوآوری و بررسی این فرایند از منظر اقتصادی، جامعهشناختی و تئوریهای بنگاهی؛
•    نگاه تکاملی به نوآوری و تاکید بر اهمیت سابقه تاریخی و وابستگی به مسیر در این پدیده؛
•    تحلیل نوآوری به مفهوم جامع آن شامل نوآوری در محصول و فرایند و همچنین نوآوریهای سازمانی و فناورانه؛
•    تاکید بر نقش نهادها وکلیه بازیگران نظام و سیاستها یا اقدامات هدفمند در تعیین نرخ و جهت نوآوری؛
•    ارائه چارچوبی هماهنگ و یکپارچه در جهت سیاستگذاری؛
•    مدل کردن مفهوم پیچیده ای مانند نوآوری و نظام تبدیل ایده به محصول؛
•    این رویکرد نسبت به الگوهای خطی توسعه فناوری، پویاتر بوده و در واقع بر شبکهای پویای سیاستها، نهادها و افرادی که جریان دانش را در میان مرزهای ملی و درون صنایع داخلی برقرار میسازند، تاکید دارد. 
•    مطابق با این رویکرد تلاشهای نوآوری با دیگر سیاستهای کلان کشور (از قبیل سیاستهای آموزشی، سیاستهای پولی و ...) مرتبط میشود و این نگاه سیستمی به فرایند سیاستگذاری سبب میشود با درک صحیح از نظام نوآوری بتوان نقاط ضعف و ناهماهنگیهای موجود را شناسایی و رفع نمود. 
•    این چارچوب انواع جدیدی از سیاستها مانند سیاستهای هدایتگر؛ شبکهساز و بهبود ظرفیتها را ارائه مینماید. چنین سیاستهایی بر نقش فعالیتهای تحقیقاتی مشترک و همکاریهای فنی میان صاحبان صنایع با موسسات تحقیقاتی تاکید دارد. 
•    یکی از نکات برجسته در نظام نوآوری، پیوند قوی دانشگاه و صنعت میباشد و تاکید بر نهادهای واسط و شناسایی حلقههای مفقوده میباشد. 
•    از آنجا که نظام نوآوري كمك مي كند تا تحقيقات هدفمند شود و متناسب با نيازهاي واقعي كشور و وضع اقتصادی انجام و به دنبال آن تحقيقات به نتيجه رسيده به فناوري تبديل شده و وارد بازار شوند؛ لذا، این نظام میتواند راه حل مناسبی برای حل مسائل و مشکلات تولیدی بنگاههای کشورها به شمار آید. 
•    نظام¬نوآوری، بر افزایش تعامل میان بازیگران اصلی فرایند نوآوری و توسعه فناوري بسیار اثرگذار است.
•    همچنین از ویژگیهای دیگر نظام نوآوری کمک به طراحی سیاستهای تقویتکننده نظامهای انگیزشی و حمایتی مالی و مالیاتی  برای فعالیتهای تحقیق و توسعه و بسترسازی و ایجاد زمینه رشد و شکوفایی علم و دانش به عمل و تامین رفاهیات افراد جامعه است.  
•    و سایر موارد.

 

 

در راستای تحقق اهداف چشمانداز بیست ساله کشور(ایران 1404)، ایجاب می­کند اقتصاد ایران به سمت یک اقتصاد یادگیرنده و دانشبنیان سوق یابد. این یادگیری در کلیه سطوح و ابعاد در کشور باید نهادینه شود؛ لذا بهبود و توسعه نظام نوآوری در حوزه فرهنگی کشور (منظور از حوزه فرهنگی، محصولات و صنایع فرهنگی میباشد) با هدف جذب، بکارگیری، اشاعه و تولید دانش و نوآوری یکی از ضروری­ترین راه­های تحقق این رسالت ملی به شمار میرود. از این رو،  ساماندهی نظام نوآوری به عنوان یک چارچوب تحلیلی در سیاستگذاری­های کلان فناوری و نوآوری در حوزه محصولات و صنایع فرهنگی با تاثیرات همه جانبه فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و بخصوص در راستای بحث شکل­گیری و دستیابی به اقتصاد مقاومتی و اقتصاد دانش­­بنیان و موازیسازی استراتژی توسعه فرهنگی و اقتصادی، ضرورت مییابد. به عنوان نمونه، بکارگیری دانش­­آموختگان رشتههای مختلف هنر، علوم انسانی در کنار سایر دانشآموختگان، در اقتصاد کشور یکی از اقدامات اساسی در این عرصه میباشد تا دانش و علم این گروه نیز تبدیل به ثروت گردد و در مسیر رفاهیات آحاد جامعه بکار گرفته شود؛ البته در این میان آموزش علوم انسانی و هنر متناسب با نیاز جامعه اسلامی– ایرانی را نباید فراموش کرد؛ همچنین لازم به ذکر است؛ مهندسینی که از ادبیات هنر، فرهنگ و ارزشهای جامعه خود فاصله گرفته­اند نمیتوانند فرهنگ جامعه خود را در عرصه طرحهای خلاق و آفرینشگری صنعتی بکارگیرند و از طرفی خلاقیت صنعتی نیازمند جامعه با غنای فرهنگی بالا است، لذا هنر و علوم انسانی مکمل سایر رشته­ها میباشند و در عرصه عمل بخصوص در تولید محصولات فرهنگی نقش کلیدی در چرخه دانش و نوآوری ایفا می­نمایند، کما اینکه در ادبیات جهانی به تازگی شاهد توجه خاص به این دو مقوله در کنار علم و فناوری هستیم.در راستای تحقق اهداف چشمانداز بیست ساله کشور(ایران 1404)، ایجاب می­کند اقتصاد ایران به سمت یک اقتصاد یادگیرنده و دانشبنیان سوق یابد. این یادگیری در کلیه سطوح و ابعاد در کشور باید نهادینه شود؛ لذا بهبود و توسعه نظام نوآوری در حوزه فرهنگی کشور (منظور از حوزه فرهنگی، محصولات و صنایع فرهنگی میباشد) با هدف جذب، بکارگیری، اشاعه و تولید دانش و نوآوری یکی از ضروری­ترین راه­های تحقق این رسالت ملی به شمار میرود. از این رو،  ساماندهی نظام نوآوری به عنوان یک چارچوب تحلیلی در سیاستگذاری­های کلان فناوری و نوآوری در حوزه محصولات و صنایع فرهنگی با تاثیرات همه جانبه فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و بخصوص در راستای بحث شکل­گیری و دستیابی به اقتصاد مقاومتی و اقتصاد دانش­­بنیان و موازیسازی استراتژی توسعه فرهنگی و اقتصادی، ضرورت مییابد. به عنوان نمونه، بکارگیری دانش­­آموختگان رشتههای مختلف هنر، علوم انسانی در کنار سایر دانشآموختگان، در اقتصاد کشور یکی از اقدامات اساسی در این عرصه میباشد تا دانش و علم این گروه نیز تبدیل به ثروت گردد و در مسیر رفاهیات آحاد جامعه بکار گرفته شود؛ البته در این میان آموزش علوم انسانی و هنر متناسب با نیاز جامعه اسلامی– ایرانی را نباید فراموش کرد؛ همچنین لازم به ذکر است؛ مهندسینی که از ادبیات هنر، فرهنگ و ارزشهای جامعه خود فاصله گرفته­اند نمیتوانند فرهنگ جامعه خود را در عرصه طرحهای خلاق و آفرینشگری صنعتی بکارگیرند و از طرفی خلاقیت صنعتی نیازمند جامعه با غنای فرهنگی بالا است، لذا هنر و علوم انسانی مکمل سایر رشته­ها میباشند و در عرصه عمل بخصوص در تولید محصولات فرهنگی نقش کلیدی در چرخه دانش و نوآوری ایفا می­نمایند، کما اینکه در ادبیات جهانی به تازگی شاهد توجه خاص به این دو مقوله در کنار علم و فناوری هستیم.

 


نظر دهی

برای نظر دهی باید وارد سایت شوید. با تشکر