نظرت چیه ؟

مرکز هم فکری و انتقال تجربه

همین الان ثبت نام کن و از ما باش

ثبت نام

توجه : وارد کردن هر دو گزینه ایمیل و موبایل اجباری نیست فقط یک مورد کافی است.

پرسشنامه

کد امنیتی

تغییر

یاد آوری کردن کلمه عبور

چنانچه رمز عبور خود را فراموش کرده اید ایمیل خود را وارد کنید تا اطلاعات حساب کاربری برای شما ارسال شود.

یاد آوری کلمه عبور به وسیله موبایل

یاد آوری کلمه عبور به وسیله ایمیل

نظام ملی نوآوری با رویکرد ارزیابی تکنولوژی

نظام ملی نوآوری با رویکرد ارزیابی تکنولوژی

 

مقدمه:

هر چند تعریف کاملاً واحدی برای نظام ملی نوآوری وجود ندارد ولی اکثر تعاریف دارای نکات مشترک مشخصی هستند و همه آنها بر ارتباطات و اتصالات درونی کنش‌ها میان عوامل ملی مختلف موثر در فرایند نوآوری تاکید دارند . لاندوال (۱۹۹۲) «نظام ملی نوآوری» را عبارت از عناصر و ارتباطات متقابلی می دانند که در تولید، گسترش و کاربرد دانش مفید و اقتصادی ایفای نقش می‌کند و درون مرزهای یک کشور قرار دارد ،(1). ادکوئیست (۱۹۹۷) بیان می‌دارد نظام ملی نوآوری عبارت از همه عوامل اصلی اقتصادی، اجتماعی، سیاسی ، سازمانی و دیگر عوامل موثر بر توسعه، گسترش و کاربرد نوآوری‌ها می‌باشد (2). نظام ملی نوآوری بر این فرض است که جریان فناوری و اطلاعات در میان افراد، شرکت‌ها و موسسات برای فرایند نوآوری ضروری می‌باشد. در سطح ملی، نوآوری و توسعه فناورانه نتیجه مجموعه تعاملات پیچیده‌ای میان عوامل تولید کننده، توزیع کننده و به کاربرنده انواع دانش‌ها است. بنابراین عملکرد نوآورانه یک کشور به میزان زیادی بستگی به ترتیب ویژه این عوامل در درون نظام دانش جمعی و فناوری هائی که به کار می‌گیرند می باشد . این عوامل عبارت از کسب و کارهای خصوصی، دانشگاهها، موسسات پژوهشی و افراد هستند. ارتباطات و تعاملات میان این عوامل می‌تواند پژوهش‌ها، ثبت اختراعات، انتشارات، تامین امکانات و تجهیزات و سایر موارد مشابه را شکل دهد (گلستان هاشمی، ۱۳۸۴ به نقل از OESD). یکی از مدل‌های مشهور برای نظام ملی نوآوری، مدل مارپیچ سه‌گانه نوآوری دو (THMI)است که توسط اتکوویتز و لیدسدورف (۲۰۰۰) طراحی شده است. در این مدل انواعی از آرایش‌ها، ارتباطات و تعاملات میان دانشگاه، صنعت و دولت و پویائی‌ها و نتایج آنها ارائه می‌شود. کشورهای زیادی نظام ملی نوآوری خود را با مدل THMI هماهنگ کرده‌اند و به تدریج بر اساس عوامل و شرایط محیطی و نیاز و ضرورت آن را توسعه داده‌اند (3).

بررسی مفهوم نظام ملی نوآوری و روند تکاملی آن:

اگرچه مفهوم نظام‌های ملی نوآور در دوره معاصر شکل گرفته است، نگاه کردن به آن به عنوان شکل توسعه یافته مجاهدت‌های روشنفکران پیشین، نیز خالی از لطف نمی‌باشد. تحلیل تقسیم کار آدام اسمیت (1776) بارزترین شکل آغازین  این مفهوم می‌باشد که نه تنها شامل خلق دانش در رابطه با فعالیت‌های تولیدی شد بلکه نظریات دانشمندان را نیز تخصصی کرد. اما آدام اسمیت به نوآوری و رقابت به صورت مستقل و نظام‌مند توجهی نکرد. ریشه‌های بحث در رابطه با این مفهوم به فردریک لیست (1841) بر‌می‌گردد. او در مورد نظام‌های ملی تولیدی و آموزشی-مجموعه وسیعی از نهادهای ملی مرتبط با آموزش و پرورش و زیرساخت‌هایی مانند شبکه‌های حمل نقل افراد و مواد صحبت می‌کند. البتهوی بیشتر بر توسعه نیروهای تولیدی تاکید داشت تا تخصیص منابع کمیاب موجود. لیست، بر نیاز به ساخت نهادها و زیرساخت‌های ملی اشاره داشت و به طور واضحی ابزارهای تحلیلی برای توسعه ایده‌هایش فرای مرحله پیشنهادات بی قاعده را کنار گذاشت.
البته نسخه مدرن مفهوم نظام نوآوری بر اساس هیچ الهام مستقیمی از لیست گرفته نشده است. بلکه زمانی که این مفهوم عموماً پذیرفته شده بود کسانی چون کریستفر فریمن و دیگران لیست را به عنوان پیشگام فکری آن معرفی نمودند. واضح‌ترین رابطه بین استدلال‌های صنعتی پیش ‌پا افتاده لیست با مفهوم نظام‌های ملی نوآوری شاید در توسعه نسخه آلبرگ مشاهده شود. اما، حتی اینجا نیز، الهام مستقیم از طریق برونستام لیندر اقتصاددان لیبرال و وزیر محافظه کار اسبق دولت سوئد (لیندر، 1961) گرفته شده است تا به طور مستقیم از لیست.
پیش زمینه اصلی شکل‌گیری این مفهوم ترجیحاً می‌تواند در نیازهای سیاستگذاران و جستجوگران نوآوری پیدا شود. فعالیت‌های دولت‌های ملی و سازمان‌های بین‌المللی مانند OECD در طول دهه‌ی 1960 و 1970 نشان می دهد وجود تفاوت در نرخ‌های رشد کشورها به دلیل تفاوت‌هایی در نظام‌های تحقیقاتی آن کشورها بوده است. برای محققانی که تلاش دارند تا علم اقتصاد رایج را با مطالعات نوآوری ادغام کنند چنین تفسیرهایی به نظر می‌رسد فقط صورت مسئله این معضل را پاک می‌کند.

دانش جدید نیازمند نوآوری‌ است، نوآوری­ که نه مستقیماً از دانشگاه‌ها و تحقیقات اصولی در بسیاری از صنایع و نه حتی از تحقیق و توسعه آزمایشگاهی گرفته شده باشد، بلکه ترجیحاً از دیگر منابع مانند مهندسان تولید، مشتریان، بازاریابی، و غیره باشد. راه حل رفع مشکل یکپارچه کردن این بخش‌های گسترده، در کار گروه IKE در آلبورگ، منجر به طرح ایده نظام ملی نوآوری در نیمه اول دهه شد1980 که این ایده کاملاً ماندگار و ماندنی بود. استانداردی که در چندین نشریه در این دوره حضور دائم داشت استاندارد "توانایی نوآورانه نظام ملی تولید" بود.
لازم به ذکر است، مفهوم نظام نوآوری بدون در بر داشتن صفت ملی نخستین بار، توسط لاندوال (1985) معرفی شد. اما این کریس فریمن بود که این مفهوم را در سال 1987 برای اولین بار در کتابش در مورد نوآوری در ژاپن بود، در ادبیات مطرح ساخت. (فریمن،1987)(4)

مروری بر ادبیات:

درمقاله ای با عنوان تبیین نقش سرمایه اجتماعی بر کارکردهای نظام ملی نوآوری(5) نویسنده به بررسی تاثیرات سرمایه اجتماعی بر نوآوری در سطح ملی پرداخته و از این طریق میزان و گستردگی ارتباط بین هریک از کارکردهای نظام ملی نوآوری و سرمایه اجتماعی را توضیح میدهد.بدین منظور کارکردهای 7 گانه هکرت برای نظام ملی نوآوری اخذ و با بررسی ادبیات در حوزه مربوطه، ارتباط هریک از مولفه های 3 گانه سرمایه اجتماعی، یعنی مولفه های ساختاری، شناختی و ارتباطی با کارکردهای مذکور مورد بررسی قرار گرفته و بر این اساس مدل مفهومی اولیه تبیین کننده تاثیر سرمایه اجتماعی در نوآوری مفهومی استخراج شده است.چارچوب مذکور نشان می دهد که کارکرد کار آفرینی بیشترین تاثیر و کارکرد جهت دهی به تحقیقات کمترین تاثیر را از سرمایه اجتماعی می پذیرد.

سرمایه اجتماعی :

سرمیه اجتماعی یکی از مفاهیمی است که در دو دهه اخیر به طور جدی مورد توجه بسیاری از محققان و صاحب نظران حوزه های مختلف اجتماعی، اقتصادی و سیاستگذاری قرار گرفته است. این میزان از گستردگی و تنوع رویکردها – و در برخی موارد پراکندگی آن ها- موجب گردیده که با مراجعه محقق به منابع، وی با تعاریف و توصیفات متعددی از این مفهوم روبرو گردد. برخی تعابیر ارائه شده برای سرمایه اجتماعی عبارتند از: انرزی اجتماعی، روح جمعی، پیوندهای اجتماعی، شبکه های جمعی، ازون اجتماعی، دوستی بسط یافته، چسب اجتماعیو...مفاهیمی از این قبیل. در تحقیق حاضر، برای اندازه گیری سرمایه اجتماعی، چارچوب پیشنهادی توسط ناهپیت و همکاران، مورد استفاده قرار گرفته است. براین اساس، 3 بعد برای سرمایه اجتماعی در نظر گرفته می شود که عبارتند از:

بعد ساختاری: ناظر به ویژگی های نظام و شبکه اجتماعی به عنوان یک کل می باشد. پیکره بندی شبکه ای، ارتباطات شبکه ای و سازماندهی مناسب مولفه های 3 گانه ی این بعد به شمار می روند.

بعد ارتباطی: ناظر به ارتباطات افراد براساس پیشینه تعاملات آنها می باشد. مولفه اصلی این بعد عبارت از اعتماد می باشد.

بعد شناختی: ناظر به گونه ای از منابع است که منجر به درک و تفسیر مشترکو همچنین شکل گیری نظام معنایی مشترک بین اعضای مختلف می گردد. فرهنگ، نرم ها و هنجارهای مشترک، نیز مولفه های تشکیل دهنده این بعد به شمار می روند.

 

چارچوب نظری اولیه پیشنهادی برای تحقیق به شکل زیر می باشد:

 

 

 همانگونه که از چارچوب نظری استخراج شده نیز برمی آید، سرمایه اجتماعی بیشترین تاثیر را بر کارکرد نوآوری (4 مکانیزم تاثیرگذاری) و کمترین تاثیر را بر کارکرد جهت دهی به تحقیقات( بدون مکانیزم تاثیر گذاری) دارد.

 

 

اکنون به نظر برخی از پژوهشگران در مورد سرمایه اجتماعی میپردازیم:

ماسکل (6) در مطالعه خود عنوان می کند " تاثیر سرمایه اجتماعی بر نوآوری از طریق کاهش هزینه مبادلات میان بازیگران مختلف از جمله: هزینه تشریک اطلاعات، هزینه چانه زنی، هزینه تصمیم گیری، و بالاخره هزینه اجرا می باشد.

فونتین(7) علاوه بر شمردن موارد بالا به عنوان مکانیزم های تاثیر سرمایه اجتماعی بر نوآوری و پیشگیری از مناقشات قراردادی را به موارد مذکور می افزاید.

کلیپتریک(8) معتقد است که سرمایه انسانی هنگامی که  در ارتباط با سرمایه اجتماعی قرار میگیرد، بسیار کاراتر عمل می کند.

کلمن(9) بیان می کند که سرمایه اجتماعی، باعث تقویت بهره وری عوامل تولید( سرمایه فیزیکی) می شود.

 

در مقاله ای با عنوان بررسی وابستگی به مسیر به عنوان مهمترین منبع ناکارآمدی نظام ملی نوآوری (10) نویسنده به بیان این که نظام ملی نوآوری کارکردهای مختلفی دارد، اولین کارکرد آن و از جهاتی مهم ترین کارکرد آن سیاستگذاری است که با دولت و ساختار حاکمیت ارتباط مستقیمی دارد با توجه به اهمیتی که بحث سیاستگذاری در نظام ملی نوآوری دارد بررسی وضعیت کارکرد سیاستگذاری در نظام ملی نوآوری ضرورت دارد. در همین راستا این مقاله به تفصیل به شرح وابستگی به مسیر به عنوان مهمترین مشکل سیاستگذاری نظام ملی نوآوری می پردازد و کلیه ابعاد آن را شناسایی می کند و این می تواند گامی برای اجتناب از وابستگی به مسیر در زمینه ساستگذاری در نظام ملی نوآوری باشد.

ابعاد اصلی وابستگی به مسیر در سیستم های نوآوری

به طور کلی مهمترین ابعاد وابستگی به مسیر در سیستم های نوآوری به شرح جدول زیر می باشد:

ابعاد اساسی

 

 

وابستگی به مسیر فناورانه

 

 

1.تاریخ:

وابستگی به مسیر درجه اول

وابستگی به مسیر درجه اول

وابستگی به مسیر درجه اول

 

 

وابستگی به مسیر نهادی

 

 

 

وابستگی به مسیر

 

2.بازخور مثبت

3.قفل شدن

 

این جدول دلالت دارد بر اینکه وابستگی به مسیر در سیستم های نوآوری بر دو نوع است، وابستگی به مسیر فناورانه و وابستگی به مسیر نهادی. هر کدام از این دو نوع وابستگی خود دارای ابعادی هستند.

اگر بخواهیم انواع وابستگی به مسیر را در نظام های نوآوری دسته بندی کنیم می توان آن هارا به دو دسته تقسیم نمود:

شماره

منابع وابستگی به مسیر در سیستم های نوآوری

1

افزایش درآمد به نسبت مقیاس

2

اثرات جانبی شبکه ها

3

هزینه های قبلی

4

یادگیری انسانی

5

قراردادها

6

شرایط محیطی و عامل زمان

7

انتظارات و انتظارات از انتظارات

8

اثرات هماهنگی قواعدیا نهادها

9

اثرات تکمیل کنندگی

 

وابستگی به مسیر نهادی

وابستگی به مسیر فناورانه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                                                       چنانچه یک وابستگی به مسیر چنانچه یک وابستگی به مسیر ایجاد شود و شرکت ها در این مسیر قفل شوند، از آنجا که قادر نخواهند بود خود را با شرایط و پویایی های جدید وفق دهند در نتیجه به زودی از میدان رقابتی خارج خواهند شدو نخواهند توانست به حیات خود ادامه دهند بنابراین نیاز مند ایجاد مسیر جدیدی هستند لذا در این گزارش به واسطه اهمیتی که موضوع خلق مسیر دارد در انتها به این موضوع پرداخته.

 

در مقاله ای با عنوان پیچش سه گانه دولت، صنعت، دانشگاه: توسعه و توضیع تکنولوژی در سطح ملی و بین المللی(11)، هدف: بررسی نمونه ای از نقش دولت، صنعت و دانشگاه در روند توسعه و توزیع تکنولوژی در سطح ملی و بین المللی کشورها است. بر این اساس تاثیرات همگرایی و همکاری بازوهای پیچش سه گانه و چگونگی افزایش سرعت تولید و توسعه تکنولوژی در نتیجه این همکاری مطالعه خواهد شد. پویایی و انتقال تکنولوژی، حضور در سطح بین المللی، افزایش تعداد نقش آفرینان فعال و بهره برداری موثر از تنوع ظرفیت های داخلی در جهت پیشرفت و توسعه، از جمله مباحثی خواهند بود که در میان توضیحات مربوط به تعامل پیچش سه گانه، به آن ها اشاره خواهد شد. مبنای تئوریک این مقاله مدل سه گانه دولت، صنعت و دانشگاه و مورد مطالعه، پیچش سه گانه ایالات متحده قبل و بعد از جنگ جهانی دوم و ارائه مدل مربوطه تا پایان جنگ خواهد بود.

تئوری:

مدل سه گانه هنری اتسکویتز(12)، مبنای نظری مقاله حاضر است. در این مدل نحوه تعامل و همکاری سه گانه دولت، صنعت و دانشگاه، در سه شکل تشکیل می شود. اتسکوینز، در شکل اول توضیح می دهد که نهادهای دولت، صنعت و دانشگاه یا به صورت کاملا مجزا عمل می کنند و هیچگونه ارتباطی با هم ندارند و یا یکی از آن ها بر دو نهاد دیگر مسلط است.

 

state

academia

Industry

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدایی کامل یا تسلط یکی از بازوهای سه گانه

در شکل دوم سه نهاد دولت، صنعت و دانشگاه جرا از هم عمل میکنند کا با مدل اول که سه نهاد نوعی همپوشانی دارند، تفاوت دارد. در توضیح اتسکوینز، این مدل فرضی کارکرد و تعامل سه گانه در ایالات متحده است.

 

state

 

academia

 

academia

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل سوم مدلی است که در آن سه نهاد دولت، صنعت و دانشگاه همپوشانی دارند.

 

 

academia

 

state

 

 

academia

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پیشرفت های تکنولوژی ایالات متحده در زمینه های گوناگون راه را برای نفوذ و حضور بیشتر این کشور در اقتصاد جهانی باز کرد و محصولات متنوع آمریکایی به سراسر جهان راه یافتند. در نتیجه سود و ثروت ناشی از آن به میزان زیادی افزایش یافت و بخش های خصوصی و دولتی را منتفع کرد. آمریکا به بزرگترین کشور مصرف کننده جهان تبدیل شد و به صادر کردن محصولات و خدمات حاصل از پیشرفت های تکنولوژیکی در سطح وسیع ادامه داد.بخش مهمی از رقابت های جهانی برای تولید و مصرف بیشتر در جهان پس از جنگ جهانی دوم، نیز ریشه در پیشرفتهای گوناگون زمان جنگ داشت. همکاری و تعامل سه نهاد دولت، صنعت و دانشگاه با استفاده از تکنولوژی های زمان جنگ افزایش قابل ملاحظه ای یافت و در نتیجه طیفی از محصولات مخرب و سازنده تولید و عرضه و استفاده شد. این سه نهاد به همکاری در زمینه های گوناگون تحقیقاتی و تولیذی پرداختند و به این ترتیب تحقیق و توسعه در دانشگاه ها و مراکز دولتی، صنعتی و دانشگاهی قوت گرفت که این امر در دوران پس از جنگ نیز ادامه یافت.تعامل سه جانبه صورت گرفته، سه بازوی پیچش سه گانه را به صورت انفرادی و جمعی، منتفع کرد. با توجه به پررنگ تر بودن نقش دولت در زمان جنگ، مدلی که برای پیچش سه گانه آمریکایی در زمان جنگ ارائه می شود. مطابق شکل سوم.

 

 

 

 

 

منابع:

1.گلستان هاشمی، 1384 به نقل از لاندوال،1992

2.گلستان هاشمی، 1384 به نقل از ادکوئیست، 1997

3.گلستان هاشمی1384

4. دکتر سید مهدی گلستان هاشمی-نظام ملی نوآوری، نظام ملی مدیریت نوآوری، فصلنامه علوم خلاقیت شناسی و حل مساله ابداعی(تریز)

5. علی تعب، محمد امین قانعی راد، سید سپهر قاضی نوری

6.Maskell. p.(1999). Social capital , innovation and compititiveness. In “social capital” edited by s.baron ; oxford university press.

7.fountain, j.e.(1998), social capital and its relationship to innovation in science and technology, science and public policy , vol.25,pp.3-11

8. killpatrick , s.(2002), learning & building social capital in a community of family farm business,university of Tasmania.

9. coleman.j.(1998), social capital in the creation of human capital, American journal of sociology 94 supplement s 95-s120, university of Chicago.

10. لیلا نامداریان، گروه مدیریت فناوری اطلاعات، دانشگاه تربیت مدرس تهران-ایران

 11. فاطمه عظیم زاده موسوی ،دانشگاه تهران

12. etzkowitz,h (2002). The triple helix of university- industry. Government,implication for policy and evaluation, science policy in stitate: Stockholm.

 

 

 

 

 


نظر دهی

برای نظر دهی باید وارد سایت شوید. با تشکر