نظرت چیه ؟

مرکز هم فکری و انتقال تجربه

همین الان ثبت نام کن و از ما باش

ثبت نام

توجه : وارد کردن هر دو گزینه ایمیل و موبایل اجباری نیست فقط یک مورد کافی است.

پرسشنامه

کد امنیتی

تغییر

یاد آوری کردن کلمه عبور

چنانچه رمز عبور خود را فراموش کرده اید ایمیل خود را وارد کنید تا اطلاعات حساب کاربری برای شما ارسال شود.

یاد آوری کلمه عبور به وسیله موبایل

یاد آوری کلمه عبور به وسیله ایمیل

مفاهيم عدم تمرکز

مفاهيم عدم تمرکز

 

 

بررسی مسئله تمرکز و عدم تمرکز در پيوند با قدرت تصميم گيری:

ساختار متمرکز: قدرت تصميم گيری در پايگاهی معين و در دست يک نفر در سازمان

ساختار غير متمرکز: پراکندگی قدرت تصميم در ميان افراد در سازمان

ضرورت عدم تمرکز در يک سازمان:

جلوگيري ازانباشتگي اطلاعات

سريع شدن عكس العمل سازمانها در مقابل تغييرات محيطي

افزايش انگيز كاركنان(بعلت مشاركت بالا)

فرصت هاي آموزشي براي سطوح پايين براي بالا بردن تجربه

افزايش دركيفيت تصميمات

چه زماني از تمركزاستفاده مي شود

زماني كه ديدگاه جامعي مورد نياز است(كه بايد سريع به آن رسيد)

جائيكه صرفه جويي هاي اقتصادي معناداري را موجب مي شود

برخي فعاليت ها در حالت متمركز با كارايي بيشتري انجام مي پذيرد

  1. واقعيت اين است که پديده ی پيچيدگی پراکندگی قدرت در سازمان را نمی توان با هيچ واژه اي بيان کرد.

مثال: کدام متمرکزتر است؟

  1. کتابخانه اي که قدرت تصميم گيری را ميان بخش های مختلف پراکنده کرده است
  2. کتابخانه اي  که در برگيرنده ی کتابخانه های اقماری پراکنده است و رئيسان آن ها همه ی قدرت را در دست دارند و هيچ قدرتی به کارکنان نمی دهند.
  1. سازمانی که قدرت تصميم گيری ميان شمار زيادی از افراد پراکنده است اما کارکنان از بيم اخراج شدن در راستای خواسته های مدير تصميم بگيرند.
  2. مأموران سازمان سيا که در قلمرو فعاليت خود به کلی آزادند اما پيش از اعزام کاملاً ارشاد می شوند که در راستای  مشخصی تصميم بگيرند.

آيا استاندارد کردن به تمرکز می انجامد يا عدم تمرکز؟

  • هنگامی که کارگری از مقررات بی شماری پيروی می کند و از نظارت مستقيم رهايی می يابد آيا می توان گفت مستقل است؟
  • سازمان هايی که برخی از تصميمات آن ها مانند امور مالی و کارکنان را رئيس کل می گيرد و پاره اي از تصميمات ديگر مانند امور توليد و بازاريابی توسط مديران رده پايين صورت می گيرد متمرکز اند يا غير متمرکز؟

به اين قبيل پرسش ها نمی توان پاسخ قطعی داد.

نتيجه: تمرکز و عدم تمرکز را نبايد مفاهيم مطلق پنداشت بلکه بايد آن ها را دو سوی يک پيوستار به شمار آورد، به نوعی يک مفهوم نسبی است.

واژه ی عدم تمرکز و کاربرد های سه گانه ی آن:

  • پراکندگی قدرت رسمی به بخش های پايين سلسله مراتب، اين حالت را واگذاری اختيار می نامند.(عدم تمرکز عمودی)
  • واگذاری قدرت تصميم گيری به کارکنان و مديران ستادی. (عدم تمرکز افقی)
  • پراکندگی فيزيکی خدمات که در اين کتاب هيچ گاه از بيان موقعيت فيزيکی به عنوان عدم تمرکز نام برده نمی شود.

عدم تمرکز عمودی - تمرکز افقی: می توان قدرت را به رده های پايين داد و با اين وجود در دست مديران صف اول نگاه داشت.

عدم تمرکز گزينشی: قدرت تصميم گيری های متفاوت را در جاهای گوناگون سازمان قرار داد.

عدم تمرکز موازی: به پراکندگی قدرت برای تصميم گيری های گوناگون در يک جا اشاره دارد. به طور مثال تصميم های مالی، بازاريابی و توليد توسط مديران بخش در خط ميانی گرفته شود.

فر آيند تصميم گيری پاترسون:

  • گرد آوری اطلاعات
  • پرورش اطلاعات
  • گزينش
  • واگذاری اختيار(اختيار برای چه کاری داده شود)
  • اجرا
  1. فر آيند تصميم گيری هنگامی نا متمرکز است که تصميم گيرنده تنها گزينش راه را در نظارت خود داشته باشد، در اين حالت تصميم گيرنده پاره اي از قدرت خود را در سلسله مراتب سازمانی از دست می دهد و بخشی را به گرد آورندگان اطلاعات و رايزنان و بخشی را به اختيار دهندگان فرادست و اجراکنندگان فرودست خود وگذار می کند.

عدم تمرکز عمودی (واگذاری قدرت تصميم گيری):

  • اختيار برای چه تصميم هايی به رده های پايين سلسله مراتب واگذار شود؟
  • اين وگذاری اختيار تا کجا پيش می رود؟
  • چگونه بايد اختيارت را هماهنگ کرد؟

در يک بررسی (ديل و خاندولا) پی بردند که مديران شرکت مايلند اختيارات تصميم گيری های بازاريابی و ساخت خود را به رده های پايين سلسله مراتب واگذار کنند و اختيار تصميم گيری مالی و حقوقی را برای خود نگاه دارند.

لارنس و لورچ به اين نتيجه رسيدند که قدرت تصميم گيری در جايی است که اطلاعات لازم در آن باشد.

مثال:

 کارخانه لاستيک: تصميم هايی که به پژوهش مربوط است در سطوح پايين و تصميمات توليد و ساخت در سطوح بالا صورت می گيرد.

عدم تمرکز گزينشی در راستای عمودی: تصميم گيری ها بيشتر از راه سازگاری و رويارويی هماهنگ می شود و از ابزار برقراری رابطه بهره می برد.

عدم تمرکز موازی در راستای عمودی (معروف به ساختار بخشی) : تنها راه واگذاری قدرت به واحد ها مبتنی بر بازار است تا وظيفه ی خود را به شيوه ی مستقل انجام دهند. مهم استفاده ی صحيح از استقلال برای رسيدن به هدف است در اين ساختار نيازی به تشويق کارکنان پيش نخواهد آمد.برای به کار بستن چنين نظارت ظريفی سه مکانيزم هماهنگی وجود دارد:

  1. سرپرستی مستقيم
  2. استاندارد کردن مهارت ها
  3. بازده
  1. آيا عدم تمرکز عمودی موازی را در واحد های مبتنی بر بازار می توان عدم تمرکز خواند؟

نکته:در واقع بخش بندی کردن شکل محدودتری از عدم تمرکز عمودی است.

 

عدم تمرکز افقی:

جابجائی قدرت از مديران به غير مديران

مراحل عدم تمرکز افقی شامل چهار مرحله زير است:

  • قدرت در دست يک فرد
  • قدرت به شمار کمی از تحليل گران
  • قدرت به کارشناسان
  • قدرت در دست هر کس

مورد اول کاملا واضح است اما موارد دیگر را در ادامه خواهد آمد ...

 

 

کامروا باشید

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


نظر دهی

برای نظر دهی باید وارد سایت شوید. با تشکر